مجتبى ملكى اصفهانى
50
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
ميل و پيروى از هواى نفس و گمراهى بدانيم . « 1 » قائلين به حجيّت استحسان به كتاب ، سنّت و عقل استناد كردهاند . از كتاب به آياتى مانند : الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ سورهء زمر ، آيه 18 ؛ و وَ أْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها سورهء اعراف آيهء 145 . استناد كردهاند و از سنّت به رواياتى مانند : « ما رآه المسلمون حسنا فهو عند اللّه حسن » « 2 » از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم استناد كردهاند . و اما دليل عقل ؛ مىگويند احكام شرعى چون مبتنى بر مصلحت و مفسده هستند ، لذا صحيح است به قياس عمل نمود ، ولى گاهى نتيجهى قياس نامطلوب است ، و بههمينجهت در چنين مواردى عقل اقتضا مىكند كه قياس را رها كرده و به قياس ديگر و يا بر اساس مصلحت عمل كنيم . ولى بايد توجه داشت كه بر اساس اين استدلال و قول به توان عقل در تشخيص ملاكات احكام شرع ، ديگر نيازى به ارسال رسل نبوده و هر مجتهدى علاوه بر اينكه در تمام استنباطات خود مصيب بود ، بالاتر از آن ، پيامبر نيز بود و بطلان اين امر روشن است . - نظر شيعه : خلاصه عقيدهى شيعه چنين است . اگر استحسان عبارت از عمل به قوىترين دليل باشد ، بحثى در حجيّت آن نيست و در باب تعادل و تراجيح
--> ( 1 ) الاحكام ابن حزم ، ج 2 ، ص 196 . « و الحق حق و ان استقبحه الناس ، و الباطل باطل و ان استحسنه الناس ، فصحّ ان الاستحسان شهوة و اتباع الهوى و ضلال و باللّه تعالى نعوذ من الخذلان . » ( 2 ) بحار الانوار ، ج 49 ، باب 15 ، ص 202 ، حديث 2 .